تبلیغات
* خشونت ممنوع * - بررسی جایگاه صلح در سیرت پیامبر عظیم الشان اسلام (ص)
 
* خشونت ممنوع *
" با محبت شاید ، با خشونت هرگز "
درباره وبلاگ


سلام ، به وبلاگ « خشونت ممنوع ! » خوش آمدید ؛

منتظر نظرات سازنده ی شما عزیزان هستیم .

ایمیل پرویز حبیبی اصل : khoshonatmamnou@gmail.com

مدیر وبلاگ : پرویز حبیبی اصل
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما مهم ترین عامل ایجاد و رواج خشونت در جامعه ی جهانی چیست؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مقاله ای با موضوع : 

 " بررسی جایگاه صلح در سیرت پیامبر عظیم الشان اسلام (ص)  "


 نویسنده  : عبدالناصر امینی / کابل

مقدمه :
شناخت دقیقِ ابعاد مختلف اندیشه, گفتار و سیرت عملی پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم  به‌عنوان انسان کامل, مربی انسان‌ساز, صاحب اخلاق نمونه و والا و به تعبیر قرآن «أسوة حسنة» الگو و سرمشق کامل؛ برای مسلمانان عصر حاضر و به‌ویژه نسل جوان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم معلم بشریت است و برای زندگی مادی و نیازهای معنوی انسان‎ها برنامه‌ای جامع و همه‌جانبه به ارمغان آورده است که اگر به آن چنگ زده و با تمام وجود به آن تمسک جویند، سعادت دوجهان را برایشان تأمین می‌کند.
آری اندیشه و سیرت پیامبر صلی الله علیه وسلم شامل تمام امورات زندگیِ اجتماعی, سیاسی, اخلاقی, عبادی و معیشتی انسان‎هاست و از هیچ قسمتِ آن، ولو که به‌ظاهر کم‌ارزش باشد, نیز فروگذار نکرده و هیچ سؤالی را بدون پاسخ نگذاشته است.
پس بر اندیشمندان, فرهیختگان و اهل دانش لازم است که به بازخوانی و ترویج سیرۀ نبوی همت نمایند تا باشد که امت اسلامی مسیر زندگی خویش را بر منهج تعالیم معلم اول اسلام، عیار نمایند.
این نوشتار تلاش دارد که قسمت مهمی از تعامل پیامبر صلی الله علیه وسلم تحت عنوان «صلح» را به بررسی گرفته و واضح سازد که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم به‌عنوان سفیر پروردگار, هادی و رهبر انسانیت, عَلَم بردار و مُرَوِّج صلح و امنیت بوده است.

مشاهده ی متن کامل مقاله در ادامه ی مطلب  


صلح چیست و چرا صلح؟

صلح در اصل، کلمه‌ای عربی است که در لغت به معنی آشتی, نرمش, سازش یا همزیستی و باهم بودن و نیز در مقابل جنگ, مبارزه و تعارض میان انسان‌ها می‌باشد.

در تعابیر قرآن و حدیث از لفظ «سلم و سلامة» نیز برای بیان مفهوم صلح استفاده‌شده است, اما از دیدگاه لغت‌شناس مشهور, راغب اصفهانی، این الفاظ نسبت کلمۀ صلح معنای وسیع‎تری دارند و بیانگر همزیستیِ مسالمت‌آمیز، بدون کینه، دشمنی، جنگ و کشمکش می‌باشند.

به‌هرحال «صلح» یکی از دل‌نشین‌ترین کلمات برای انسان‌ها است و محور آرزوها و امیدها می‌باشد. امروزه همۀ انسان‌ها از اهریمن و هیولای جنگ و کشتار گریزان بوده و چشم به انتظار فرشتۀ صلح و سازش‌اند و خاطراتِ بسیار تلخِ جنگ‌های گذشته و تصاویر وحشت برانگیز کشتار و ویرانگری‌های کنونی، آرام و قرار را از بشریت گرفته است. در دنیای امروز بیش از هر وقت دیگری لزوم صلح و هم پذیری احساس می‌شود و خصوصاً جهان اسلام که به میدان آزمایش سلاح‌های ویرانگر تبدیل‌شده، به نَفَس تازه و روح جدیدی ضرورت دارد تا به کالبد شکافته شده‌اش دمیده شود و یقیناً این امر جز به تأسی از تعالیم نبوی ممکن نخواهد بود, زیرا ایشان بود که به دنیای تاریک و نزاع‌های طولانی‌مدت قبل از بعثت، خاتمه داد و دنیا را با مشعل‌های صلح, صمیمت, برابری و برادری نورباران کرد.

 

وضعیت دنیای قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم :

دنیای قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم  یعنی قرن ششم و هفتم میلادی، بدترین مرحلۀ تاریخ هست که بر بشر آن زمان گذشته است, به تعبیر امام سید ابوالحسن ندوی رحمه الله : «انسانیت رو به سقوط و تنزل نهاده بود و در روی زمین هیچ نیرویی وجود نداشت که دست بشر را بگیرد و از فروافتادنش جلوگیری کند… انسان خالقش را فراموش نموده و از سرنوشتش غافل شده بود و قدرت تشخیص خیر و شر و خوب و بد را ازدست‌داده بود».

آری در دنیای آن روز اسم‌ورسمی از دعوت راستین انبیاء علیهم‌السلام باقی نمانده بود و ادیان بزرگ سماوی بازیچۀ تحریف گران و منافقان شده بود. نظام زندگی اجتماعی, سیاسی و حکومتی دنیا بر مبنای خواهشات زورگویان، قدرتمندان و قلدران جاهل و سرمست بناشده و «حق و حق‌دار» الفاظی پوچ و بی‌مفهوم بود. دنیا میدان نبرد و جنگ‌های خونین , قتل و کشتار, شکنجه، غارت و چپاول بود؛ معابد و کلیساها به مراکز نظامی و دادگاه‌های تفتیش عقاید تبدل شده و هرروز به شکرانۀ اعدام و به جوخه کشیدن مظلومان, بادۀ سرمستی سر می‌کشیدند.

نبرد و مبارزۀ بی‎امان مصریان و رومیان شهر به شهر و منطقه به منطقه گسترش‌یافته و آبادی و طراوت را به ویرانی و گورستان تبدیل می‌کرد.  اروپای متمدن در تاریکی‌های جهل کامل, بی‌سوادی و جنگ‌های خونین دست‌وپا می‌زد.

داکتر اچ. ویلز ((H. wells نویسنده و تاریخ‌نگار غربی می‌گوید:

«از قرن پنجم تا قرن دهم، شبی تاریک بر اروپا سایه افکنده بود. بربریت و وحشی‌گری آن دوران به‌مراتب شدیدتر و خطرناک‌تر از هر وقتی بود. اروپا متعفن شده و روبه‌زوال بود».

تمدن بزرگ ایران میدان تاخت‌وتاز کسراها و پادشاهان فارسی قرارگرفته و ایرانیان به آن‌ها مانند خدایان می‌نگریستند و معتقد بودند که در رگ‌های این مردان، خون خدا جریان دارد. و این اعتقاد مُضحک مردم، به جنایات، ظلم و ستم کسرایان مشروعیت می‌داد که هر جفایی می‌خواهند بر رعیت خویش روا دارند.

از همه بدتر وضعیت سرزمینی است که پیامبر اسلام در آن به رسالت مبعوث گردید, آری «جزیرة‌العرب» در آن روزگار به رزم گاه تعصبات خونین قبیله‌ای تبدیل‌شده و جنگ و درگیری از خصوصیات طبیعتِ عرب به شمار می‌رفت.

قطامی شاعر عرب‌زبان غریزۀ جنگ‌طلبی اعراب آن روزگار را در بیت شعری چنین توصیف می‌کند. «و احیانا علی بکر اخینا ـ إذا مالم نجد إلا أخانا». (بعضی اوقات که برای [تهاجم و نبرد] کسی را نمی‌یافتیم, به برادران خود از قبیلۀ بنی بکر حمله می‌کردیم).

گاهی مسئله‌ای کوچک سبب به پا خاستن نبردهای خونینِ طویل‌المدتی می‌شد که صدای برخورد شمشیرها, گردوغبار دوندگی اسب‌ها و مرثیه‌خوانی مادرانی که فرزندان خود را ازدست‌داده بودند, شهر و دیار عرب را به جهنمی سوزان تبدیل می‌کرد. در چنین دنیای وحشتناک و خون‌بار؛ «ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد ـ دل رمیدۀ ما را انیس و مونس شد».

 

بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم پایانی بر خودکشی بشر بود:

قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم دنیا دیگر رنگ و بوی زندگی و حیات برای بشر نداشت و سرخی خونِ مظلومان، افق‌های آسمان را رنگین کرده بود, اما خداوند متعال مردی از تبار قدسیان را برگزید تا به انتحار تدریجی انسانیت پایان بخشد و پایه‌های صلح و همزیستی را بر مبنای محبت، کرامت, بردباری و تحکیم برابری و برادری بنیان‌گذاری کند و هر نوع فتنه‌انگیزی‌های فرقه‌ای, نژادی, لسانی و منطقه‌ای را مردود شمرده و بیرق ائتلاف, اتحاد, اخوت و برادری را بر سراسر گیتی به اهتزاز درآورَد. و قانون جاودان «إنما المؤمنون إخوة فأصلحوا بین أخویکم = مؤمنان برادر یکدیگرند, پس میان برادران خود صلح دهید» را نصب العین انسانیت قرار دهد.

محمد عربی ـ فداه أمی و أبی ـ برای بشرِ سرگشته و حیران آن روز، برنامۀ حیات‌بخشی را به ارمغان آورد که نامش (اسلام) است و مفهوم صلح و امنیت را می‌رساند و هر آنکه آن را بپذیرد و به برنامۀ جامع و کامل آن جامۀ عمل بپوشاند, سرانجام مستحق بهشتی خواهد شد که نام آن نیز «دارالسلام» است: «لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ» [انعام :۱۲۷]. برای آن‌ها (در بهشت) سرای آرامش و سلامتی نزد پروردگارشان خواهد بود, واو ولی و دوستدار آن‌هاست به خاطر اعمال (پسندیده‌ای) که انجام می‌دادند.

 

قرآن مجید به‌عنوان دستورالعمل، پیامبر صلی الله علیه وسلم را به صلح امر می‌کند:

قرآن مجید که در میان مسلمانان حیثیت قانون و مرجع اولِ احکام و تصمیم‌گیری‌ها را دارد, به مسئلۀ صلح اهمیت زیادی داده است و درآیات متعددی بر این امر مهم تأکید کرده و خواهان گسترش صلح و عدالت در میان مسلمانان و هم در تعامل با سایر انسان‌ها است. خداوند متعال در آیه ۱۲۸ سوره النساء تصریح می‌کند: «الصلح خیر» صلح خیر است. و همین یک آیه به‌تنهایی کافی است تا ارجحیت و اصالت صلح را در مسائل خانوادگی, فردی, روابط شهری, روابط اجتماعی, روابط بین‌المللی از آن به‌وضوح استنباط کرد.

در سورۀ حجرات تعبیر قرآن از ضرورت صلح چنین است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [حجرات:۱۰] جز این نیست که مؤمنان برادرند, پس میان دو برادرتان صلح و آشتی را برقرار سازید. مفهوم زیبای این آیه نسیم معطر اُنس, محبت, برادری, دلسوزی و خیرخواهی را بر دل‌های خشکیده می‌وزاند، تا پایه‌های روابط انسان دوستانه استحکام یابد.

در سورۀ انفال دستور پروردگار برای اصلاح ذات البین و آشتی همگانی با این الفاظ آمده است: «فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِكُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ» [انفال:۱] پس از خدا بترسید؛ و میانۀ خودتان را اصلاح کنید, و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید؛ اگر ایمان‌دارید.

و همچنین آیات متعدد دیگری که هر یک به امت اسلامی وحدت و اتحاد و صلح و صفا می‌آموزد و پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز بهترین الگوی عملی و مُبَلِّغ این تعالیم زیبای الهی بوده است.

 

صلح در وصایا و گفتار پیامبر صلی الله علیه وسلم :

خداوند متعال برای ابلاغ دین خود و جاودان ساختن آن تا قیامت, شخصیتی را برگزیده است که جامع تمام اوصاف کمال بوده و خُلق و خُویش سرچشمۀ فیاض رحمت و محبت هست که تمام جهانیان را شامل می‌گردد. الله متعال فرستاده‌اش را چنین توصیف می‌کند : «وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمینَ» [انبیاء: ۱۰۷] و (ای پیامبر!) تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

لذا ایشان با چنین امتیاز بزرگی, معلم رحمت، مودت, صلح و صمیمت هست که اوامر, نصایح و گفتار ایشان سراسر تحکیم‌بخش همزیستی میان مسلمانان و مدارا با سایر انسان‌ها است.

حضرت ابوهریره رضی الله عنه از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روایت کرده است که ایشان فرمود: «لا تَبَاغَضُوا، وَلا تحَاسَدُوا، ولا تَدابَرُوا، وَكُونُوا عِبادَ اللهِ إِخْواناً، ولا یَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ یَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثلاثَةِ أَیّامٍ» نسبت به یكدیگر بغض و حسد نداشته باشید و بر همدیگر پشت نكنید ، بلكه ای بندگان خدا! باهم برادر باشید و برای هیچ مسلمانی جایز نیست كه بیش از سه روز متوالی برادر دینی‌اش را ترك نماید. (بخاری: ۶۰۶۵ـ مسلم : ۲۵۵۹).

حضرت ابو درداء رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند که ایشان فرمود: «أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّیَامِ وَالصَّلَاةِ وَالصَّدَقَةِ؟»  قَالُوا: بَلَى، یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: «إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ، وَفَسَادُ ذَاتِ الْبَیْنِ الْحَالِقَةُ». آیا به شما خبر بدهم از چیزى که از روزه و نماز و صدقه برتر است، گفتند: بله ای رسول خدا؛ فرمود: آن اصلاح میان مردم است، زیرا فساد میان مردم همه‌چیز را از بین می‌برد. ( صحیح الترغیب  ۲۸۴). در این روایت پیامبر صلی الله علیه وسلم به‌صراحت اعلام می‌دارد که مرتبه و منزلت یک فرد صلح پیشه از نمازگزاران, صائمین و صدقه دهندگان بالاتر است.

در روایت دیگری حضرت عبد الله بن عمرو رضی الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : «أفضل الصدقة إصلاح ذات البین» بهترین صدقه، اصلاح میان مردم است. (صحیح الترغیب ۲۸۱۷) .

و نیز فرموده است: «تُفْتَحُ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ یَوْمَ الاثْنَیْنِ وَیَوْمَ الْخَمِیسِ ، فَیُغْفَرُ لِكُلِّ عَبْدٍ لا یُشْرِكُ بِاللَّهِ شَیْئًا إِلا رَجُلا كَانَتْ بَیْنَهُ وَبَیْنَ أَخِیهِ شَحْنَاءُ …» هر روز دوشنبه و پنجشنبه درهاى آسمان گشوده می‌شود و در آن روز گناهان هر كس را كه براى خدا شریك قائل نباشد ببخشند مگر آن‌کس كه با برادر خود دشمنى داشته باشد. (مسلم : ۲۵۶۵)

 

جایگاه صلح در سیرۀ عملی پیامبر اسلام :

همان‌طور که در ابتدای این نوشتار ذکر شد, اقوام و قبیله‌های ساکن در جزیرة‌العرب خواسته و یا ناخواسته , به جنگ‌ها و کشمکش‌های خون‌بار و طولانی‌مدتی گرفتار بودند که گاهی چندین سال به درازا می‌کشید. در میان چنین قومی پیامبر صلی الله علیه وسلم رشد نموده و تربیت  می‌شود, عقلاً باید سرشت و طبیعت ایشان , همسو با خشونت و درشت‌خویی می‌بود, اما الله متعال از میان چنین آتش‌سوزانی پیامبر صلی الله علیه وسلم را با رِفق و مهربانی ناباورانه‌ای تربیت نمود تا گِره کورِ اختلافات و نزاع‌های چندین ساله را بگشاید و فضای امن‌وامان را برای بشریت به ارمغان آورد.

آری پیامبر صلی الله علیه وسلم نقطه وصل بود و نظام طبقاتی, تفاوت‌های لسانی, قومی, منطقه‌ای و سَمتِی را درهم کوبیده و تفاوت‌ها را به فرصت‌های مثبت تبدیل کرد, تا همه در یک صف واحد قرارگرفته و از تَه دل با یکدیگر انس و محبت داشته باشند. البته جالب اینجاست که روند صلح‌جویی پیامبر صلی الله علیه وسلم قبل از بعثت, حتی در دوران جوانی ایشان نمود پیدا می‌کند. در جریان بنیان‌گذاری کعبه وقتی‌که برای گذاشتن «حجر الاسود» اختلاف ایجاد می‌شود و طوایف مختلف قریش برای نبرد و مبارزه آماده می‌شوند، این محمد بن عبدالله است که راستی، صدقات وامانت داری‌اش، دل همۀ منازعین را می رُباید و باتدبیری عاقلانه آب سردی بر آتش اختلاف و نزاع می‌ریزد. پس از بعثت, حرکت و فعالیت پیامبر صلی الله علیه وسلم رنگ و بویی تازه می‌گیرد, این بار باید خدایان باطله و عقاید گوناگون شرکی از بین رفته و مردم به‌سوی اتحاد عقیدتی و دینی جهت‌دهی شوند.

در برنامه نوین محمد صلی الله علیه وسلم خان و گدا, عرب و عجم و غلام و آزاد برابر و برادرند. شب و روز بر سفره رحمت و کرامت پیامبر بلال حبشی, صهیب رومی و سلمان فارسی نشسته اند و خبری از تفاوت‌های پوسیدۀ عرب جاهلی نیست. هر که پیشانی‌اش با قوّت اخلاص بیشتر به آستان خدا ـ سجده ـ مالیده شود , رونق بازارش بیشتر است و محبوب و مایۀ رشک همگان است.

این حرکت مقداری جان می‌گیرد و به‌سوی مدینه می‌رود تا پایه‌های نظام اسلامی را تهداب گذاری کند و به جهانیان رمز سعادت , خوشی , کامروای و آسایش بیاموزد.

در بدو ورود پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینۀ منوره، در میان قبیله‌های اوس و خزرج که سالیان متمادی به نسل‌کشی و غارت یکدیگر پرداخته بودند , پیمان اخوت و برادری منعقد گردید و چنان صلح و صمیمیتی ایجاد شد که برادران نسبی مثالش را ندیده بودند. در قدم بعدی رسول  خدا صلی الله علیه وسلم با یهودیان ساکن در مدینه, قبیله‌های بنی قینقاع, بنی نضیر و بنی قریظه مصالحه نموده و بر مبنای پیمان‌نامه‌ای حفظ جان, مال و آئینشان را تضمین کرد. در سال دوم هجری با قبیله‌های ضمرة و مدلج پیمان‌نامه‌هایی منعقد گردید و در مقابل عدم همسویی آنان با دشمنان اسلام مال و جانشان امان داده شد.

در تمام جنگ‌ها و نبردها اصل بر صلح بوده و ابتدا به مخالفین پیام صلح  و سازش  ابلاغ می‌گردید و در صورت عدم پذیرش،  با رعایت تمام ضوابط انسانی نبردی آغاز می‌گردید. جهاد اسلامی و لشکرکشی مسلمانان هرگز برای گسترش قلمرو و حاکمیت یا به دست آوردن منابع مالی بسیار, یا اجبار مردم به پذیرش اسلام , یا اظهار قدرت وبرتری نظامی نبوده است بلکه حرکت آنان را دفع ظلم , نشر عدالت و آزادی و رهانیدن انسان‌ها از بردگی امپراتورهای زورگو و جبار , مشروعیت بخشیده بود.

در سال ششم هجری اتفاق عجیبی رخ داد که نقطه عطفی در تحولات عصر نبوی و چه‌بسا مهم‌ترین نرمش و صلح تاریخ اسلام است. آری صلح حدیبیه تحول بزرگی بود و به تمام جهانیان نشان داد که مسلمین اهل مدارا و سازش‌اند. این صلح اگرچه به‌ظاهر نوعی امتیاز دادن به مشرکین مکه محسوب می‌شد و پذیرفتن آن بر اصحاب پیامبر، گران بود اما فرصت‌هایی را فراهم می‌کرد که از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم بسیار اهمیت داشت , ازجمله : ترک جنگ و جدال به مدت ۱۰سال , تأمین امنیت جانی و مالی , نشر و گسترش دعوت اسلامی و … و خداوند متعال نیز این صلح را فتح مبین یادکرده و ثمراتش بعدها برای همه ظاهر گردید.

پس از واقعه حدیبیه نیز صلح‌های دیگری به وقوع پیوست که ازجمله آن صلح در غزوه خیبر, معاهده با یهودیان  وادی القرا , صلح در غزوه تبوک , صلح با مسیحیان نجران , صلح با زرتشتیان بحرین و … را نام برد , که تمام این حرکت‌ها کارنامۀ صلح‌جویی و صلح‌طلبی پیامبر صلی الله علیه وسلم را نشان می‌دهد و برای تمام بشریت بهترین الگو و نمونه است.

 

سخن پایانی :

بیان شافی و کامل جایگاه صلح در زندگانی و سیرت پیامبر صلی الله علیه وسلم در این مقاله کوتاه نمی‌گنجد و به‌یقین که حق مطلب نیز ادا نمی‌گردد. بلکه ضرورت دارد تا اندیشمندان بزرگ اسلامی در قالب مؤسسات علمی و تحقیقاتی، خدمات پیامبر عظیم الشان در قسمت تحکیم صلح و امنیت برای بشر را به تحقیق و بررسی گرفته و تصویر روشنی از آن ارائه دهند.

یقیناً در مورد غزوات پیامبر صلی الله علیه وسلم و جهاد در مقابل کفار بسیار نوشته‌شده و مجموعه‌های ارزشمندی به مکتبه تاریخ اسلامی افزوده‌شده اما بحث جایگاه صلح در میان حیات نبوی هنوز به ن پرداخته نشده و همچنان نیاز به تحقیق تألیف دارد . امید است که مسلمانان جهان برای حل مشکلات و نابسامانی‌های فعلی چاره‌جویی کنند و صدالبته که به‌غیراز تمسک به دین اسلام و پیروی از سیرت و سنت نبوی هیچ راه‌حلی برای مشکلات ما وجود ندارد و تجربۀ چندین دهه اخیر نشان داده است که فکر, اقتصاد, قدرت نظامی و سیاسی بشر از حل مشکلات قاصر است. و من الله التوفیق.


عبدالناصر امینی / کابل




نوع مطلب : مقالات، خشونت در کلام معصومین، خشم و خشونت در کلام بزرگان، خشونت از دیدگاه اسلام و قرآن، بررسی خشونت از جوانب مختلف، خشونت از دیدگاه مکاتب مختلف، تعاریف خشونت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 خرداد 1396 05:06 ب.ظ
Admiring the commitment you put into your site and detailed information you provide.
It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same unwanted rehashed material.
Wonderful read! I've saved your site and I'm adding your RSS feeds to my Google account.
یکشنبه 27 فروردین 1396 01:11 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a article writer for
your weblog. You have some really good posts and I feel I would be a good asset.

If you ever want to take some of the load off, I'd love
to write some material for your blog in exchange for a link back to mine.

Please blast me an e-mail if interested.
Regards!
جمعه 18 فروردین 1396 10:23 ب.ظ
Very good information. Lucky me I discovered your site by accident (stumbleupon).
I've book-marked it for later!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر